خداحافظ گهرِ لیگ برتری
پایان قصهی پُر غصهی گهر
|

|
مهران مریدی :
میگویند آخرین سنگر سکوت است، ما هم سعی میکنیم پناه ببریم به این سنگر و در مورد خیلی مسائل مهر سکوت را به لب بزنیم.
|
سرانجام و پس از برگزاری ۳۴ بازی لیگ برتر دوازدهم با همه تلخیها و شیرینیهایش به پایان رسید و گهر با لیگ برتر وداع کرد. کسب ۱۹ امتیاز از ۳۴ بازی آماری خجالتآور است و کسب حدود ۵۵ صدم امتیاز از هر بازی به هیچ وجه رضایت بخش نیست. گهر در ۷ هفته پایانی بازی را واگذار کرد و با اختلاف امتیاز زیاد نسبت به تیمهای دیگر یکهتاز قعر جدول شد.
با این حال شاید این دوره لیگ برتر همیشه در خاطر لرستانیها بماند چون پس از سالها نمایندهای از لرستان در سطح اول فوتبال کشور حضور داشت و با وجود نبود امکانات اما دیدارهای نیمفصل دوم در دورود برگزار شد. هنوز صحنههای دیدار گهر با استقلال در خاطرمان است که چهطور مردم دورود تلاش میکردند زمین را برای برگزاری دیدار آماده کنند.
شاید حکمت حضور گهر در لیگ برتر این بود که همگان بدانند استان لرستان چقدر محروم است و چقدر در حق مردمی که در انقلاب اسلامی نقش پر رنگی داشتهاند، اجحاف شده است. استانی که حتی یک استادیوم استاندارد نداشت و در بازی آخر مجتبی تقوی سرمربی سایپا تأکید کرد: «قصه گهر قصه مظلومیت لرستان است» و سعید دقیقی مهاجم سایپا هم با اشاره به کمبود امکانات گهر پس از بازی گفت: «ورزشگاه تختی دورود در حد لیگ برتر نیست و این شهر هیچگونه امکاناتی ندارد». گهر این فصل مشکلات زیادی داشت که حساب آنها از دستمان رفته و بهراستی لقب عجیبترین تیم تاریخ لیگ برتر برازندهی تیم دورودی بود. خیر سرمان خوشحال بودیم که ما لرستانیها از نعمت تیم لیگ برتری بهرهمند شدهایم اما زهی خیال باطل!
گهر با اقتدار، قعر جدول را به خودش اختصاص داد و پیشبینی کارشناسان درست از آب درآمد. قبل از شروع فصل در یادداشتی با عنوان «حضور گهر در لیگ برتر به چه قیمتی؟!» تأکید کردم: «حضور گهر در لیگ برتر به چه قیمتی است؟ به قیمت زیر سوال رفتن قوم لر؟ به قیمت گلباران شدن در هر دیدار؟ به قیمت نداشتن زمینی برای برگزاری دیدارهای خانگی؟ چه اصراری داریم گهر در لیگ برتر شرکت کند؟ چرا در هر برنامه ورزشی صداوسیما بحث گهر است و بهنوعی این تیم را به سخره میگیرند، آیا این برای ما ننگ نیست؟ اگر قرار است گهر در لیگ برتر حضور یابد و زنگ تفریح حریفان شود، همان بهتر که لیگ برتر با ۱۷ تیم و بدون نماینده لرستان برگزار شود».
متأسفانه همین طور هم شد و گهر با آبرو ریزی سقوط کرد و اتفاقاتی پیرامون این تیم افتاد که خندهدار و در فوتبال کشور بیسابقه بود. محمد شهرابی دبیر تحریریه روزنامه ورزشی تماشا چند روز قبل از شروع لیگ برتر مطلبی را با عنوان «شهامت داشته باشید و گهر را کنار بگذارید» نوشته بود که اهالی ورزش لرستان به این موضوع خیلی اعتراض داشتند. راستی کسانی که آن موقع خرده گرفتید، دیدید حق با شهرابی بود!
به هر حال گهرِ لیگ برتری آسانسور شد و بلافاصله پس از صعود، سقوط کرد. خداحافظ گهر لیگ برتری، خداحافظ رویایی که واقعی شدی و دوام نیاوردی، خداحافظ خاطرهای که همیشه در یادمان میمانی، خداحافظ آدمهایی که سعی میکردید دایههای مهربانتر از مادر باشید و با ندانمکاری گهر را خشک کردید.
میگویند آخرین سنگر سکوت است، ما هم سعی میکنیم پناه ببریم به این سنگر و در مورد خیلی مسائل مهر سکوت را به لب بزنیم.
منبع :وبلاگ طلوع ورزش / مهران مریدی
*************************************
پی نوشت عبدالرضا قاسمی : عصر امروز مطلب یکی از سایت های فعال لر را مرور می کردم ؛ متاسفانه کامنت های تایید شده ، باز هم ادامه همان رویه قبلی بود ، رویه ای که شاید یکی از دلایل سقوط آزاد گهر بود ، قصد داشتم مطلبی در این خصوص بنویسم ، اما بیاد یادداشت " همشهریان عزیز مرا ببخشید " که مهر ماه قبل نوشته بودم افتادم و در آنجا عهد کرده بودم که هرگز در باره گهر ننویسم . شاید لازم است بقول آقای مریدی :آخرین سنگر سکوت است، ما هم سعی میکنیم پناه ببریم به این سنگر و در مورد خیلی مسائل مهر سکوت را به لب بزنیم.
*متن یادداشت " همشهریان عزیز مرا ببخشد " را در ادامه مطلب بخوانید
نظرات وبلاگ چو ایران نباشد تن من مباد
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۸:۱۷
سلام . کامنت های آن سایت را قبلا" خوانده بودم . متاسفانه گویا مرغ یک پا دارد و آنها قصد اصلاح خود را ندارند . نکته بدتر اینکه کامنت های انتقادی را با چند روز تاخیر تایید می کنند . این هم یک نوع از دموکراسی است . کاش دایه های داغ تر از مادر می فهمیدند چه بلایی بر سر ما آورده اند .
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۸:۳۰
سلام . بالاترین نمونه نماد در طول مسابقات بازی دور رفت با پرسپولیس بود . وقتی که 8000 نفر همدل و هم زبان در ورزشگاه حاضر شدند . متاسفانه بعد از آن و اظهارنظرهای دشمنان به ظاهر دوست هوادران بشدت ریزش کردند و جوانان آنجا خود را تافته جدا بافته دانستند . از همان موقع گهر سقوط کرد ....
در این باره می شود کتابها نوشت . ولی سکوت بهتر است
دوست
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۳:۱۰
سلام . پست سایت ... را خواندم / گویا باید قشون کشی شود تا بعضی آقایان آرام بگیرند . متاسف شدم . شما هم دیگر ادامه ندهید . خلایق هر چه ...
دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۶:۲۳
واقعیت این است که خرمآباديها بردهای خيبر و لرستان را مقابل تيمهاي مطرح كشور بدست آوردند و حتی یک بازیکن غیر بومی نداشتند . اما گهر فقط یک بازیکن بومی داشت
بنقل از چو ایران نباشد تن من مباد